راه‌اندازی پروژه های نفت و گاز

درخواست کن، باور کن ، دریافت کن.

كارشناسان راه انداز تاسیسات نفت و گاز عمدتا مهندسین شیمی با تجربه بالای عملیاتی میباشند و با در نظر گرفتن دیدگاه فنی  و نوع  كاری كه  با آن مرتبط میباشند، میبایست مختصری از وظایف بعضی بخش های فنی دیگر  را بدانند. به طور مثال باید اطلاعاتی راجع به سیستم های كنترل  و نقشه های فرآیندی را دانسته  و به طور قطع از نحوه عملیات بهره برداری و طرز كار وسایل مورد احتیاج اعم از تجهیزات ابزار دقیق ، پمپها، توربینها ، شیرهای مختلف و غیره ، سررشته كافی داشته باشند  و در این صورت است كه با نظر بهتری مسائل را حل نموده و بازدهی كار چندین برابر خواهد بود .

عملكرد صحیح و اتخاذ تصمیمات بموقع گروه های راه اندازی امر بسیار مهم در راهبری و رسیدن به اهداف پروژه بشمار میرود و لذا سعی شده است در حد مقدور و بضاعت علمی خود آنچه را كه میدانستیم در طبق اخلاص نهاده و تقدیم نمائیم، باشد كه مقبول تبع ایشان افتد.

 


۱- قرارداد کلید در دست(Turnkey)

۲- قراردادهای ( طراحی – تأمین تجهیزات( EP  و ( طراحی – تأمین تجهیزات – ساخت (EPC

۳- قرارداد احداث ، بهره برداری ، انتقالBuild-Operate-Transfer B.O.T))

۴- قرارداد احداث ، تملک ، بهره برداریBuild own operate B.O.O))

۵ -قرارداد ساخت ، تملک ، بهره برداری ، انتقال( Build own operate Transfer B.O.O.T)

۶- قرارداد احداث ، انتقال ، بهره برداریBuild Transfer Operate B.T.O))

۷- قرارداد احداث ، اجاره ، انتقال Build Lease Transfer B.L.T))

۸ -قرارداد ساخت و انتقالBuild Transfer B.T))

۹- قرارداد بیع متقابل (Buy back)

۱۰- قراردادهای تأمین مالی (فایناس)Finance


روش کلید در دست که به آن طراحی– ساخت (design and construct ) و یا Package deal نیز نامیده می شود ، مسئولیت طراحی و اجرا را بطور کامل بر عهده پیمانکار ، می گذارد بگونه ای که بعد از تکمیل پروژه ، کارفرما فقط با چرخاندن یک کلید می تواند بهره برداری از تأسیسات اجراء شده را آغاز نماید .

در این روش ، کارفرما یا مشاورین او ، فقط در فرآیند مناقصه و نظارت عالیه بر کار پیمانکار دخالت خواهند داشت . کلید در دست ، حد اعلای سپردن مسئولیت طراحی و اجرا به پیمانکار است . بنابراین نیازی نیست که مشخص شود آیا یک نقیصه بدلیل طراحی غلط بوده یا از اجرای ضعیف ناشی شده است و به عنوان یک قانون کلی ، مسئولیت هر عیب و نفقصی که در محدوده تعریف شده کار رخ دهد ، بعهده پیمانکار خواهد بود.

البته کارفرما ممکن است پیمان کلید در دست را فقط برای قسمت مشخصی از پروژه انتخاب نماید که به عنوان نیمه کلید در دست ( Partial –Turnkey ) یا ( Semi-Turnkey ) معروف است . در واقع ، بسته به میزان کاری که کارفرما بصورت مستقیم یا توسط مشاورین یا پیمانکاران دیگری مستقل از پیمانکار کلید در دست انجام می دهد ، مقدار مسئولیت کارفرما ، هم برای کاری که خود انجام می دهد و هم هماهنگی با وظایف پیمانکار کلید در دست ، افزایش می یابد .

 

قراردادهای ( طراحی – تأمین تجهیزات EP) و ( طراحی – تأمین تجهیزات – ساخت EPC )

قراردادهای E.P- E.P.C از قابلیتهای قرارداد Turnkey می باشند .

پروژه های بزرگ کشور در بخش انرژی ، با الگوهای مختلفی دنبال می شوند . ملموس ترین الگوی کار، پروژه های مطرح در صنایع پتروشیمی است که در آن شرکتهای ایرانی غالباً از الگوی طراحی + تأمین تجهیزات یا E.P استفاده می کنند .

الگوی مطرح دیگر برای اجرای پروژه های صنعتی ، قراردادهای طراحی + تأمین تجهیزات + اجراءE.P.C می باشد . اگر چه قراردادهای در قالب E.P.C نسبت به قراردادهای نوع E.P.C برای کارفرما به لحاظ تداوم و پیوستگی مسئولیتهای پیمانکار ، از ابتدا تا پایان کار ، دارای مزیت بیشتری است . امااز طرف دیگر ، با توجه به اینکه این قراردادها معمولاً بصورت ( FINANCE ) تأمین اعتبار و اجراء می گردند ، تأمین هزینه های ریالی در این شکل برای پیمانکار همراه با مشکلات می باشد . لیکن اگر کارفرما تأمین مالی را رأساً عهده دار شود راه حل مناسب همان روش E.P.C است .

در پروژه های E.P.C - E.P چه برای ارائه قیمت و یا پس از آن جهت انجام کار طراحیهای بنیادی(basic design ) لازم است ، مطالعات اولیه (Feasibility study ) همراه با طراحیهای محتوایی (Conceptual design ) انجام شده باشد . بدون وجود چنین مطالعات مقدماتی که بر اساس آن ، شرح نیاز با طراحیهای محتوایی تثبیت گردیده باشد ارائه قیمت در فرصت محدود مناقصه ها میسر نمی شود.

بعلاوه عدم تثبیت مبانی پروژه در مدارک مناقصه ، منجر به ارائه پیشنهادات همسو توسط پیمانکاران نخواهد گردید که این وضعیت تصمیم گیری در مورد پیشنهادات دریافتی را برای کارفرما دشوار خواهد نمود .

اگر چه مراحل اجرای کار بصورت مراحل متوالی می باشد ، اما باید در نظر داشت که در پیمانهایE.P.C–E.P عملاً مراحل کار با یکدیگر همزمانی دارند.

مهمترین وجه تفاوت در قراردادهای E.P-E.P.C در بخش عملیات ساختمانی است.در پیمان EPC، مسئولیت پیمانکار از ابتدا تا انتها یکسره و یک پارچه است که این موضوع ، برای کارفرما بسیار حائز اهمیت است .

مسئولیت مدیریت اجرا، کنترل کیفی و کنترل پروژه در پیمان E.P.C بعهده پیمانکار است ، در حالیکه این مسئولیت در پیمان E.P به عهده کارفرما می باشد . در چنین شرایطی ، پیمانکار اصلی در انتخاب پیمانکاران جز دارای انعطاف بیشتری است در حالیکه کارفرمای دولتی معمولاً به روش مناقصه و انتخاب بر اساس حداقل قیمت طبق مقررات عمل می نماید .

یکی از فصل مشترکهای مهم که در پایان کار اجرایی پیمان E.P.C مطرح خواهد بود ، نقطه بازگشت مسئولیت ها به پیمانکار اصلی برای راه اندازی کار است . بنابراین تعیین نقطه (Erection completion) و قبولاندن آن در عمل به پیمانکار اصلی بر اساس مدارک و مشخصات فنی پروژه ، از مواردی است که طبیعتاً به سادگی تحقق نمی یابد .

مشارکت اعضا در مرحله راه اندازی پروژه در دو الگوی E.P - E.P.C می تواند متفاوت باشد . در پیمانهای E.P.C مشارکت پیمانکار اصلی (General Contractor) در کار ساختمان و نصب پروژه و آشنایی تیم اجرایی وی با جزئیات نصب سبب می شود که در مراحل پیش راه اندازی و راه اندازی پروژه مشارکت پیمانکار اصلی تداوم یابد ، بخصوص وقتی که پیمانکار اصلی یک شرکت ایرانی است ، بسیار حائز اهمیت خواهد بود ، زیرا درگیری و بار مشارکت فنی – مدیریتی طرف ایرانی ، بنحو مطلوبی تا پایان پروژه گسترش می یابد .

از طرف دیگر نقش پیمانکار اصلی در مرحله راه اندازی پیمان E.P کاهش یافته و عمدتاً محدود به اعزام کارشناسان تکنولوژیک خواهد گردید .

 



همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات