راه‌اندازی پروژه های نفت و گاز

درخواست کن، باور کن ، دریافت کن.

قرارداد احداث ، بهره برداری ، انتقالBuild-Operate-Transfer)B.O.T)

قرارداد احداث ، بهره برداری ، انتقال ، یکی از جدیدترین قراردادهای تأمین مالی می باشد که از اوایل دهه 1980 یعنی هنگامی که دولت ترکیه اعطای امتیاز چند نیروگاه را به مناقصه گذاشت به رسانه های مالی راه یافت .

استفاده از این تکنیک ، به ویژه در مورد تأسیسات زیر بنایی بتدریج توسعه یافت . بطوریکه هم اکنون این روش در کشورهای در حال توسعه مقبولیت زیادی یافته است در این روش ، ساخت و بهره برداری پروژه به مدت معینی ، توسط شرکتی که اصطلاحاً شرکت پروژه ( Progect development company ) نام می گیرد انجام می شود و انتقال پروژه به کارفرما ، پس از طی مدت معینی و بعد از تحصیل درآمد لازم ، تحقق می یابد .

قابل ذکر است که کارفرما ، باز پرداخت هیچ وامی را از طرف سرمایه گذاران یا متولیان پروژه تضمین نمی کند و با توجه به اینکه سرمایه گذاری مستقیم از بودجه دولتی نیز نمی باشد ، فشار ناشی از استقراض کاهش می یابد و علاوه بر آن ریسک های مربوط به ساخت و تکنولوژی های جدید بکار برده شده نیز ، به بخش خصوصی انتقال داده می شود . همچنین دولت یا کارفرما ، علاوه بر موارد فوق ، هم در زمان ساخت پروژه و هم در زمان بهره برداری پروژه توسط شرکت خصوصی ، منافع بسیاری از تجربه های بخش خصوصی بدست می آورد . بنابراینB.O.T در واقع یک روش مستقل قراردادهای اجرایی نیست ، بلکه بیشتر روشی برای تأمین مالی پروژه است . محبوبیت فزاینده این تیپ پروژه ها به دو دلیل است :

1.    کمبود سرمایه های دولتی

2.    تفکر اعمال مدیریت بهینه تر توسط بخش خصوصی

بطور خلاصه مراحل انجامB.O.Tبه صورت زیر می باشد .

1.    تشکیل شرکت پروژه بصورت خصوصی با مسئولیت محدود توسط مجریان پروژه

2.    تنظیم یک سند مالی جهت جمع آوری منابع مالی از طریق استقراض ، اوراق قرضه و تعهد تأمین منابع مالی

3.    فروش سهام شرکت پروژه

4.    شرکت پروژه خریدار ، مالک و بهره بردار واحد مربوطه مثل نیروگاه خواهد بود

5.    ریسک پذیری سهامداران

6.    بهره برداری

7.    باز پرداخت وام توسط شرکت پروژه

8.    انتقال پروژه ، پس از انقضای مدت وام گیرنده

 

 

قرارداد احداث ، انتقال ، بهره برداریBuild Transfer Operate)B.T.O)

در این قرارداد سرمایه گذار خصوصی با احتساب مخاطرات ناشی از افزایش هزینه ، تاخیر و عملکردهای خاص ، پروژه را می سازد و در حالی که دولت پس از راه اندازی پروژه به ظاهر مالک آن می گردد ، حق بهره برداری از پروژه به یک موسسه اجرایی ( نمایندگی ) منتقل می گردد . سرمایه گذار خصوصی پروژه را برای موسسه اجرایی ( نمایندگی ) اداره می کند و به او اجازه داده می شود که هزینه های مربوط به سرمایه گذاری خود را ( اصل و فرع ) در قالب یک توافقنامه دریافت نماید.

 

قرارداد احداث ، اجاره ، انتقال Build Lease Transfer)B.L.T)

در این نوع قرارداد ، سرمایه گذار خصوصی ، نسبت به ساخت پروژه اقدام نموده و دولت هزینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی را از طریق اجاره دادن پروژه تحت یک شرایط و برنامه توافق شده پرداخت می کند .

مالکیت پروژه پس از انقضای دوره اجاره به دولت بر می گردد .

این قرارداد شامل احداث ، اجاره ، واگذاری است که تابع شرایط پیمان مربوطه می باشد.

 

قرارداد ساخت و انتقالBuild Transfer)B.T)

قرارداد احداث و واگذاری است که بهره برداری را کشور میزبان انجام خواهد داد و نسبت به پرداخت اصل و فرع سرمایه اقدام می نماید .

قرارداد احداث ، تملک ، بهره برداریBuild own operate)B.O.O)

در این نوع قرارداد ، سرمایه گذار خصوصی نسبت به ساخت ، تملک ، راه اندازی و نگهداری پروژه برای همیشه اقدام می نماید و عوارض ، اجاره ها و سایر مخارج و درآمدهای ناشی از اجرای پروژه را به منظور بازگرداندن سرمایه و سود جمع آوری می کند .

در این نوع قراردادها ، دولت ممکن است بهره برداری و نگهداری پروژه را به یک دستگاه سومی محول نماید . منوط به اینکه تضمین لازم را به بخش خصوصی تأمین کننده مخارج پروژه در خصوص متعهد بودن به اجرای قرارداد(B.O.O)و حفظ منافع سرمایه گذاری اولیه بدهد . همچنین در این نوع قرارداد، دولت مختار است نسبت به خرید محصول و یا خدمات ناشی از قرارداد(B.O.O) اقدام نماید.

قرارداد ساخت ، تملک ، بهره برداری ، انتقال Build own operate Transfer)B.O.O.T)

در این نوع قرارداد پس از بهره برداری ، پروژه به کشور میزبان انتقال داده می شود .

 


این قرارداد که عمدتاً برای اجرای طرحهای نفت و گاز در ایران مورد استفاده قرار می گیرد ، در ردیف قراردادهای خرید خدمت قرار می گیرد،شرکت سرمایه گذار خارجی ، کلیه وجوه سرمایه گذاری همچون نصب تجهیزات ، راه اندازی و انتقال تکنولوژی را بر عهده می گیرد و پس از راه اندازی به کشور میزان واگذار می کند .بازگشت سرمایه و همچنین سود سرمایه شرکت سرمایه گذار از طریق دریافت محصولات تولیدی صورت می گیرد .

علت طبقه بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه گذاری از محل مایعات گازی ، نفت و فرآورده های نفتی صورت می گیرد . همچنین پرداخت ها به صورت نقدی و غیر نقدی امکان پذیر می باشد . این توع قرارداد در کشورهایی که قوانین آنها هر گونه مالکیت بخش خصوصی و یا خارجی را به صنعت نفت منتفی می داند مورد استفاده قرار می گیرد . مهمترین ویژگی این گونه قراردادها به ترتیب زیر است :

1.    شرکت های خارجی نقش پیمانکار را ایفا می کنند . وظیفه آنها تامین همه سرمایه مورد نیاز عملیات اکتشاف و توسعه ، نوسازی و بازسازی میادین می باشد .

2.    کلیه مخارج و هزینه هایی که پیمانکاران متحمل می شوند ، به همراه بهره سرمایه های بکار گرفته شده و نرخ سود توافق شده از درآمد حاصل از فروش نفت یا گاز باز پرداخت خواهد شد .

3.    نرخ بازده سالیانه سرمایه گذاری متناسب با پروژه متغییر بوده ( معمولا حول و حوش 20 درصد است ) و در قالب اقساط مساوی به پیمانکار پرداخت خواهد شد .

4.    پس از پایان دوره پرداخت اصل و بهره سود سرمایه گذاری ، پیمانکار دارای هیچ گونه حقی در میادین نفت و گاز کشور میزبان نخواهد بود .

5.    همچنین پس از پایان دوره عملیات اجرایی پروژه ، راه اندازی تولید و شروع تولید ، کشور میزبان کنترل عملیات را بر عهده خواهد گرفت و مسئول تامین هزینه عملیات جاری خواهد بود.

6.    پیمانکار خارجی در این سرمایه گذاری های مشترک فاقد سهم می باشد.

در این نوع قرارداد پروژه ها فاقد خطر پذیری اکتشاف می باشد . زیرا همگی در میادین که دارای ذخائر اثبات شده نفت و گاز هستند به اجرا در خواهند آمد . ضمناً خطر پذیری قیمت به کشور میزبان منتقل شده است و کشور میزبان پرداخت وجوه مورد توافق را تضمین کرده است .

با این حال پیمانکار وظیفه تامین مالی طرح (به صورت کامل)،مسئولیت اجرایی و مهندسی ، مسئولیت سفارشات ، ساخت و نصب ، به تصویب رساندن توسط کشور میزبان بوسیله کمیته مشترک مدیریت ، انتقال تکنولوژی ، آموزش و راه اندازی و تحویل میدان پس از توسعه آن به کشور میزبان را به عهده دارد و کلیه مراحل مذکور تحت نظارت فنی و مالی کشور میزبان صورت می گیرد .

ملاحظات حقوقی که در عقد قراردادهای خدماتی و چهارچوب بیع متقابل باید مورد توجه واقع شوند عبارتند از:

1.    حاکمیت و مالکیت کامل کشور میزبان بر منبع هیدروکربوری و نفی مشارکت و سرمایه گذاری خارجی

2.    حاکمیت قوانین کشور میزبان بر قرارداد و همچنین بر حکمیت در دعاوی .

3.    حاکمیت قوانین پولی کشور میزبان بر روابط ارزی فی مابین.

4.    کنترل کامل تولید .

5.    بازپرداخت صرفا از محل تولید مخزن.

6.    عدم ارائه تضمین بانکی یا دولتی .

7.    اعمال حق کنترل و نظارت فنی و مالی

8.    تامین بالاترین ضریب برداشت با ملاحظات فنی و حفظ مخازن

9.    به حداکثر رساندن امکانات تولیدی مهندسی و ساختمان داخلی .



همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات